ژان شاردن ( مترجم : اقبال يغمايى )
1708
سفرنامه شاردن ( فارسى )
انصراف خاطر او از اين تجاوز بىدرنگ به منطقهء امارتش لشكر مىكشيد ، و سبحان قلى ناچار بازمىگشت . رفتار سلطان ابو الغازى با عبد العزيز خان امير بخارا نيز بر همين روش بود و هرگز به او فرصت و امان نمىداد كه به دشمنى با ايران برخيزد ، و در صورت لزوم خود به حفظ سرحدات ايران مىكوشيد ، و مانع تجاوز و غارتگرى اميران بلخ و بخارا به ايران مىشد . بدين گونه باكتريان ، درنگيان ، مارگيان و نواحى ساحلى درياى خزر همواره از تعرض قبايل مختلف ازبك مصون بود . شاه عباس ثانى نيز پيوسته از سازگارى و جانبدارى پادشاه خوارزم شادمان و ممنون بود و به نشان سپاسگزارى از مساعدتهاى وى مبلغى را كه هنگام اقامتش در ايران به او مىداد همواره مىپرداخت . اما پس از اين كه ابو الغازى درگذشت و پسرش انوش خان جاى او به سلطنت نشست چون شاه عباس دوم نسبت به وى عنايت و محبت نداشت از پرداختن مبلغى كه به پدرش مىفرستاد خوددارى ورزيد و انوش خان كه آن ادرار را باجى مىشمرد كه شاه ايران به منظور صيانت مركز كشورش به پدر او مىداد ، چون خود را محروم از آن ديد درصدد تلافى برآمد . در انديشه تجاوز به ايران شد . بدين منظور نخست با اميران بلخ و بخارا متحد شد ، و به قصد مستحكم داشتن اين اتحاد خواهر امير بلخ را به زنى گرفت و خواهرش را به زنى به امير بخارا داد و اين سه پس از برقرارى اين اتحاد مصمّم حمله به ايران شدند . اما موجبى در ميان آمد كه اميران بلخ و بخارا نسبت به امير خوارزم بد گمان شدند . توضيح اين كه دو امير مذكور پيرو مذهب تسنن بودند ، و چون ابو الغازى پدر انوش خان شيعه بود ، و پسرش را نيز پيرو اين مذهب مىدانستند و هر چند انوش خان از پيروى مذهب شيعه انكار مىورزيد و عقيدهء پدرش را تخطئه و مذمت مىكرد ، آن دو حرفش را باور نمىكردند ، و بر اين گمان بودند كه قصدش فريب دادن و به خطر انداختن آنهاست . سرانجام براى رفع بدگمانى و مسلم شدن اين كه انوش خان سنّى صادق است قرار بر اين شد نخست امير خوارزم تجاوز به خاك ايران را آغاز كند و دو امير ديگر سال بعد به ياريش برخيزند . بنابراين معاهده انوش - خان امير اورگنج از مرز ايران گذشت اما چون با مقاومت شديد و شكنندهء سپاهيان ايران رويارو شد حملهاش متوقف گرديد و موفقيتى به دست نياورد . شاه عباس ثانى چون از اتحاد و هم پيمانى اميران سه گانه بلخ و بخارا و